نمونه‌های برتر

انسان‌شناسان به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند

انسان‌شناسان به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند

ایکیا در سال گذشته ۳۹ بیلیون دلار فروش داشته است. این مبلغ دو برابر فروش آن ها در سال ۲۰۰۵ است و آن ها قصددارند ۱۸۲ فروشگاه خود را به ۵۰۰ فروشگاه جهانی تا سال ۲۰۲۰ تبدیل کنند. مجله فورچون به بررسی چگونگی موفقیت ایکیا در بازارهای بسیاری در سراسر جهان پرداخته و به استراتژی و مطالعات مفصل بسیاری رسیده است. Michael Ydholm مدیر تحقیقات ایکیا به این مجله گفت : هرچه پیشتر می رویم ، بیشتر باید درک کنیم، بیاموزیم و انطباق بپذیریم. انسان‌شناسان با مشاهده سیستماتیک به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند. به این علت که مردم حقیقت را در تحقیقات ایکیا پنهان می کنند، شرکت، انسان شناسان  را به خانه هایی که خود اعلام آمادگی کرده اند می فرستد تا بفهمد مردم چگونه با مبلمان خود زندگی میکنند. شرکت به تازگی دوربین هایی در خانه های مورد مطالعه در استکهلم، میلان، نیویورک،شنژن چین برای کشف چگونگی استفاده آن ها از مبلمان نصب کرده است. بدین ترتیب ایکیا با تحقیقات خود محورهای اصلی فعالیتش را مشخص می کند و در آن پیش می رود.

نمونه‌های برتر

شرکت آدیداس چگونه از اتنوگرافی بهره گرفت؟

شرکت آدیداس چگونه از اتنوگرافی بهره گرفت؟

شرکت مشاوره اتنوگرافی ReD Associates تحقیقات زیادی برای آیداس ،تولید کننده کفش ورزشی و پوشاک آلمانی، انجام داده است که زمینه های گوناگون شرکت را شامل شده و بر استراتژی محصولات تمرکز دارد. این شرکت به لحاظ تاریخی تمام تلاش خود را بر تولید کفش و پوشاک ورزشی متمرکز کرده بود. فرض این شرکت بر این بود که آنچه برای عملکرد ورزشکاران مطلوب است در نهایت برای مصرف کنندگان نیز جذاب خواهد بود. ایجاد ارتباط بین عملکرد ورزشکاران و مصرف کنندگان به صورت سنتی با حمایت مالی ورزشکاران و تبلیغات مرتبط انجام شد. در حدود سال ۲۰۰۳، مشخص شد که آدیداس برای ورود به بخش “تناسب اندام” بازار که اکثر رقبا در آن در حال رشد بودند ناتوان است.  .ReD Associates مساله را با استفاده از روش های مختلف کیفی از جمله انسان شناسی تصویری مورد بررسی قرار داد. شرکت یک دوربین یک بار مصرف برای تعدادی از زنان فرستاد و از آنها خواست عکس “چیزی که آن ها را به ورزش کردن ترغیب می کند، ارسال کنند.” ۲۵ نفر از ۳۰ پاسخ دهنده عکسی از یک لباس سیاه کوچک را ارسال کردند (The Adidas Method 2013  )آدیداس تصمیم به اصلاح تفکر مصرف کنندگان گرفت. بعد از جمع آوری و تحلیل نتایج، تیم یک گروه از افراد را که درگیر ورزش هستند ولی خود را ورزشکار نمی دانند شناسایی کرد. تحقیقات بیشتر نشان داد که اولویت‌های این مصرف کنندگان اغلب به طور قابل توجهی با آنچه در مورد ورزشکاران صادق است، تفاوت دارد. به عنوان مثال، مصرف کنندگانی که به دنبال سبک زندگی توام با تناسب اندام بودند،به زیبایی لباس و کفش خود نیز اهمیت می دادند – چیزی که معمولا ورزشکاران به آن اهمیت نمی دهند. آدیداس استراتژی محصول و همچنین رویکرد بازاریابی و پیام رسانی را براساس تحقیقات  اتنوگرافی بازتولید کرد.

نمونه‌های برتر

مایکل هندرسون – انسان‌شناس شرکتی

مایکل هندرسون – انسان‌شناس شرکتی

مایکل هندرسون[۱] یک انسان‌شناس شرکتی[۲] است. وی از مهارت‌های منحصر به فرد خود در جهت یاری رساندن به سازمان هایی که به دنبال تولید فرهنگ سازمانی خلاق وپربازده هستند، استفاده می‌کند. مایکل علاقه بسیاری به مقوله فرهنگ داشته و برای مطالعه‌ی این امر سفرهای زیادی به بیش از چهل کشور دنیا نموده و در خلال این سفرها با صدها سازمان و افرادی در رده‌های مختلف که به دنبال غنای فرهنگی سازمان های خود بوده‌اند، همکاری کرده است.گذشته از همه‌ی این‌‌ها اغلب ما عمده‌ی زمان فعالیت خود را درون فرهنگ‌های سازمانی خود سپری می‌کنیم. رویکرد مایکل به فرهنگ سازمانی در محیط کار با آنچه شما انتظار دارید متفاوت است چرا که او انسان‌شناسی است که دنیا را از منر متفاوتی نگاه کرده است که فرهنگ را نه به عنوان نتایج جدیدترین مطالعات پرسنلی بلکه به عنوان نیروی اجتماعی زنده و پویای مجموع تلاش های انسانی می بیند که بازده کسب و کار شما را تعیین می‌کند. این در حالی است که دیگران عمدتا تنها به افراد و رفتار آن‌ها توجه دارند. او فرهنگ،معانی و انگیزه‌ها را دنبال می‌کند.تمام محتوایی که مایکل در رویکرد خود برای ایجاد امکان تغییرات فرهنگ سازمانی تولید می کند بسیار متفاوت از آن چیزی است که ما می‌شناسیم. او این نکته را به خوبی درک کرده و به دنبال شناساندن آن به دیگران است که فرهنگ سازمانی بیش از هرچیز، حتی ذهنیات عمده‌ی رهبران ، بر کسب و کار اثر داشته و برای هر سازمانی، کارکردن تحت لوای فرهنگ آن سازمان همانقدر اهمیت دارد که استراتژی های آن سازمان. مایکل به مانند هر انسان شناسی می‌داند که شما امکان اندازه گیری و محاسبه‌ی فرهنگ سازمانتان را ندارید.بلکه تنها می‌توانید حدس بزنید چرا کسی از آن استفاده نمی‌کند. از مطالعات پرسنلی نمی‌توان برای اندازه‌گیری فرهنگ استفاده کرد چرا که اینگونه مطالعات به جای آنکه خود فرهنگ را بررسی کنند میزان تمایل افراد به آن را نشان می‌دهند. مایکل بر این عقیده است که اندازه گیری انسان‌ها با اعداد، درصدها و میانگین‌ها غنای حقیقی فرهنگ سازمانی را از بین برده و یک داستان خوش تعریف بیش از هر نمودار محاسباتی  می‌تواند بازده خلاقه‌ی سازمان را بهبود بخشد. مایکل می‌داند که برای سازمان‌ها تنها اینکه افراد چه کاری را انجام می‌دهند ارزشمند نیست و همچنین می‌داند که منابع انسانی تنها راه بهبود فرهنگ سازمان نیستند. بلکه مدیریت افراد رویکرد او برای هدایت فرهنگ سازمانی به سمت و سویی است که بتواند به شیوه ای سریع و موثر پاسخ‌های مناسبتری به مشتریانش بدهد. فعالیت های مایکل ثابت کرده زمانی که فرهنگ صحیحی اتخاذ می‌کنید، افراد سازمانتان خلاق تر، خوشنودتر و نسبت به نیازهای مشتریانتان دلسوزتر خواهند بود.تغییر فرهنگ سازمانی چیزی فراتر از یک شغل برای مایکل است. [۱] Michael Henderson [۲] Corporate anthropology

نمونه‌های برتر

دایره

دایره

گاهی از نقطه صفر شروع می شود.زمانی که چند نفر دور هم جمع می‌شوند تا ایده‌ای را به مرحله اجرا برسانند.آنچه در یک سازمان رخ می‌دهد از ساختار سیاسی و اقتصادی تاثیر می‌پذیرد. کارآفرینی، خصوصی سازی و رشد کردن شرکت‌های خصوصی تاثیر پذیرفته از ساختار سیاسی و اقتصادی است.گروه‌ها و سازمان‌ها از ارتباط بین آدمها تشکیل شده و هرکدام نقشی دارند. شرکت‌های آی تی در اوضاع و احوال کنونی موقعیت شغلی و درآمدی بهتری نسبت به سایر شغل‌ها دارند. این شرکت با سه نفر شروع شد و هم اکنون حدود پنجاه نفر کارمند دارد. استارت آپی که چهارمین سال زندگیش را می‌گذارند.روایت دایره از زبان مدیر برنامه نویسی‌اش می تواند روایت جالبی باشد از سختی ها و مشکلات کاری و البته لذت از نطفه تا به چهار سالگی رساندن. بعدازظهری در کافی شاپ اتفاقات خیلی ساده می افتند.خیلی ساده ایده را گفتم بسیار استقبال کرد. از کار برگشته و خسته است.بسیار خسته.با همان بلوز آبی و شلوار آبی. تقریبا همیشه آبی می‌پوشد و معتقد است که رنگ دیگری به او نمی‌آید و یک کوله پشتی مشکی که روی آن هم جمله هایی آبی حک شده‌است. من: اول از نحوه شکل گیری شرکت بگو. این پروژه چرا شروع شد؟ از کجا شروع شد؟ امین: ببین دایره اولین پروژه ما بود.و اینجوری نبود که ما بعد از یک سری پروژه دایره رو شروع کنیم.شرکت ما برای دایره شکل گرفت.قضیه این بود که مدیرعامل ما با یک سایتی مواجه شده بود به اسم نت برگ که کار گروپ مارکتینگ انجام می‌داد.  موقعی که  نت برگ رو دید ، خیلی مخاطب کمی داشت و کسی آن را نمیشناخت. با یکی از دوستان دبیرستانش تصمیم گرفت کسب و کاری این چنینی راه بیندازد. مدیرعامل پازلش را می چیند. بیزنس مدل، سرمایه گذاری که هم تجارت خوانده و یک برنامه نویس خلاق. این سه نفر هسته اصلی یک گروه کاری هستند و یک استارت آپ را تاسیس می کند.یک استارت آپ با ایده بازاریابی گروهی. من: استارت آپ یعنی چی؟ امین: استارت آپ پروژه هایی هستند که به تعداد محدود شروع می‌شوند، ریسک بالایی دارند و به همین خاطر باجتشون کم هست و عمده شون فاندر(funder) پیدا می کنند چون نمی توانندهزینه ها را تقبل کنند..حالا یا سرمایه گذار پیدا می کنند و یا اکسیلیتور من: اکسلیتور؟ امین: کسانی که کمک میکنند تا یک پروژه تجاری شود.خیلی از استارت آپ‌ها شروع می‌شوند و سریعا می‌میرند، خیلی‌ها یک سال رو نمی‌بینند ، خیلی‌ها وقتی  شکل می‌گیرند خریده و تمام می‌شوند. امین:من مطمئن بودم این ایده جواب نمی‌دهد. خیلی از فرهنگ ما بدور هست. اما بعد از شش ماه خلاف حرف من ثابت شد. من: خب پس ضرر زدی( می خندم) خب چرا جایگزینت نکرد؟ امین: ( می خندد) آره. چون برای او مهم بود بخش تکنیکال با من باشد. درسهایی هست که آدم میگیرد.توبازار را نمی فهمی اظهار نظر نکن. آن چیزی که خودت می فهمی را کار کن. من: در مورد گروپ مارکتینگ توضیح بدهید امین: حالا گروپ مارکتینگ اصلا چی هست؟ گروپ مارکتینگ محصول نگاه سرمایه داری هست.مثل تمامی مظاهر سرمایه داری وقتی بازار اشباع