انسان‌شناسی_کاربردی

Andrea Simon

Andrea Simon

آندریا سایمون، یک انسان‌شناس شرکتی است که متخصص همکاری با سازمان‌هایی است که خواست و یا نیاز به تغییر دارند. شرکت او (SAMC)، اتنوگرافی و تئوری‌ها، روش‌ها  و ابزارهای انسان‌شناسی شرکتی   را برای کسب‌وکارها و سازمان‌های غیر انتفاعی به کار می‌برد. سایمون به سازمان‌ها و شرکت‌ها کمک می‌کند تا با تغییرات زمان سازگار شوند. آندریا سایمون لیسانس خود را از دانشگاه پنسیلوانیا و دکترای خود را از دانشگاه نیویورک گرفته است. او در دانشکده‌ها و موسسات آموزش عالی، نظیر رمپو کالج  نیوجرسی  انسان‌شناسی و مطالعات امریکا تدریس کرده و در دانشگاه واشنگتن به تدریس کارآفرینی به دانشجویان علم وهنر پرداخته است. او  استراتژی اقیانوس آبی را آموزش دیده و تا سال ۲۰۰۷  برای بیش از ۲۵۰ مدیرعامل کارگاه  آموزشی برگزار کرده و سخنرانی‌هایی داشته است تا به آن‌ها برای  تغییر استراتژیشان و ورود به بازارهای جدید یاری رساند. خانم سایمون در روش‌های تغییر فرهنگ، مخصوصا استفاده از (OCAI) که در دانشگاه میشیگان  توسعه یافته است بسیار ماهر است. او بازی‌های نوآوری را با بسیاری از مراجعین خود انجام داده و از بازی‌های نوآوری و روش‌های بازی، زمانی که با مراجعینش در حوزه تغییر فرهنگ و چالش‌های نوآوری کار می‌کند، استفاده می‌کند. در ادامه بیشتر با ایشان آشنا می‌شویم.

انسان‌شناسی_کاربردی

کاربست مفاهیم انسان‌شناختی در کاهش هزینه‌های استخدامی

کاربست مفاهیم انسان‌شناختی در کاهش هزینه‌های استخدامی

چرا کارمندان شرکت‌هایشان را ترک می‌کنند و شرکت‌ها برای مقابله با این امر چه کاری می‌توانند انجام دهند؟ هزینه جابه جایی نیرو بسیار بالاست. انجمن مدیریت منابع‌انسانی (SHRM)  بیان می‌دارد که مبلغی مابین ۵۰ تا ۹۰ درصد حقوق سالانه یک کارمند برای جایگزینی او هزینه می‌شود. منابع دیگر بسته به جایگاه کارمند در شرکت مبلغی مابین ۱۶ تا ۲۱۳ درصد حقوق سالانه را در این مورد بیان کرده‌اند. البته معمولاً تعداد کارمندان سطوح پایین نسبت به رده‌های بالا همیشه کمتر است و به این خاطر جایگزینی کارمندان معمولی یک فرآیند همیشگی، خسته‌کننده و بسیار زمان‌بر و پرهزینه است. یکی از پرمخاطب‌ترین موضوعات در حوزه مطالعات انسانی[۱] همین موضوع است. مدیریت هزینه جابه جایی کارمندان، پیش‌بینی، محاسبه و کاهش این هزینه‌ها و در خوشبینانه‌ترین حالت اجتناب از آن است. در هر حال برای اجتناب از این امر باید ریشه‌عای اصلی خروج کارمندان از سازمان را بشناسیم. آیا فرمول‌ها و داده‌های کمی واقعاً می‌توانند چرایی مساله را نمایان کنند؟ در جواب به این سوال که چرا یک کارمند شرکت را ترک کرده است ممکن است جواب‌هایی نظیر «فرصت دیگری پیدا کرده است»، «قصد ادامه‌ی تحصیل داشته است» و یا حتی  «می خواست زمان بیشتری را با خانواده‌اش صرف کند» بشنوید. این پاسخ‌های رایج، مختصر و در قالب سوم شخص بسیار سطحی بوده چراکه دلیل خروج را در حد یک تصمیم شخصی تقلیل داده و هیچ سهمی برای این گزینه قائل نمی‌شود که شاید شرکت نیز دارای نقیصه‌هایی در فرهنگ سازمانی خود است که در این تصمیم به خروج موثر بوده‌اند. رهبران سازمانی بالغ این نکته را بهتر درک می‌کنند. ریشه‌یابی هزینه‌های جابه‌جایی نیرو با استفاده از این پاسخ‌های سوم شخص، مختصر و گزینشی قابل انجام نیست. دریافت بازخورد در مصاحبه‌ی خروج خیلی دیر است. شما همین امروز باید گفت‌وگو با کارمندان فعلیتان را آغاز کنید. در این‌جا یک تحقیق کیفی دقیق مورد نیاز است. این همان نقطه‌ای است که انسان‌شناسی می‌تواند مشارکتی فعال داشته باشد. انسان‌شناسی نه تنها در روش‌شناسی تحقیق بلکه در ارجاع به تئوری‌هایی اجتماعی که ما را در ساختاربندی شرایط فرهنگی که در تشدید هزینه‌های جابه‌جایی کارمندان موثر است، یاری می‌رساند. در ادامه سه مدل تئوریک انسان‌شناختی بیان می‌شود که به ما در ساختاربندی سهم قابل قبولی از شرایط جابه‌جایی کارمندان یاری می‌رساند. تئوری فرهنگ و شخصیت تئوری فرهنگ و شخصیت که در میان انسان‌شناسان به عنوان «مکتب فرهنگ و شخصیت»[۲] نیز شناخته می‌شود ترکیبی از مفاهیم روانشناختی و انسان‌شناختی است. بخش عمده این مکتب در دهه‌ی ۱۹۳۰ به وسیله‌ی مارگارت مید[۳] و روث بندیکت[۴] بنیان نهاده شده‌است. مید و بندیکت تحصیلات خود را در رشته روانشناسی آغاز کردند اما پس از آن دکترای خود را زیرنظر فرانس بوآس[۵] در رشته انسان‌شناسی از دانشگاه کلمبیا اخذ کردند. مکتب فرهنگ و شخصیت بر این باور است که شخصیت افراد شدیدا متاثر و ملهم از فرهنگ پیرامونی است. روانشناسان به آسانی بر پایه وضعیت محرک-پاسخ[۶] این تئوری را درک کرده و انسان‌شناسان نیز با دانستن این نکته که نگرش‌ها، باورها، ارزش‌ها و رفتارهای هر فرد به صورت وسیعی متاثر از فرهنگ(های) زمینه‌ای است (محرک-پاسخ در مقیاسی وسیع) این تئوری را درک