انسان‌شناسی‌فرهنگی

آیا کسب و کار شما نیاز به تقویت دارد؟!

آیا کسب و کار شما نیاز به تقویت دارد؟!

“ما درجا می‌زنیم و رقابت حاشیه امن ما را ازبین برده است.” جملاتی از این دست که این روزها از زبان بسیاری از مدیران عامل شنیده می‌شود  مبین وجود کوره‌راهی در مسیر احیای اقتصادی است. به عنوان مثال این روند در بسیاری از شرکت‌ها شامل یک موسسات تجارت مواد شیمیایی بین‌المللی، یک فروشنده جهانی چوب ماهی گیری، یک تولیدکننده سیمان، یک فیزیوتراپی بزرگ و چندین بیمارستان وجود دارد و این تنها نمونه ای از فضای فعلی صنایع است. عدم رشد، تقاضای کاهنده  یا بازارهای اشباع در زمره‌ی مهم‌ترین مشکلاتی هستند که مدیران عاملی که به دنبال راه‌حل‌ می‌گردند آن‌ها را بیان می‌دارند. از لحاظ فراوانی، عمده‌ی درخواست‌های کمک در شش ماه اخیر به دست ما رسیده و این تعداد حتی نسبت به مجموع درخواست‌های دو سال اخیر ۱۲۰ درصد بیشتر است. حال با این روند افزایشی راه‌حل چیست؟ در بسیاری از موارد پاسخ درخواست‌ها، یافتن آن چیزی است که استراتژی اقیانوس آبی نامیده شده است – رویکردی که استراتژی‌های خلاقانه‌ای را توسعه می‌دهد که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بازارهای جدیدی ایجاد کند. ویکی‌پدیا  استراتژی‌های رقابت‌محور سنتی را استراتژی‌های اقیانوس قرمز نامیده است. اهداف اصلی مستتر در هر استراتژی اقیانوس آبی شامل موارد زیر است: از بین بردن رقابت یافتن کسانی که کاربر محصول شما نیستند و نیازهای شناخته نشده ایجاد تقاضا ارزش آفرینی و ایجاد خلاقیت حقیقی برای نیل به راه‌حل‌هایی فراتر از بدیهیات تطبیق سازمان با فرهنگی جدید که به نیازهای مشتریان با نگرش، احساس و تفکر خلاقانه‌ی جدید پاسخ می‌دهد. برای اینکه بدانید این رویکرد چقدر موثر است مطالعه‌ی موردی تولیدی الکای[۱] (یک شرکت موفق نود ساله در حوزه تولید سینک، آب‌خوری و کابینت آشپزخانه در شیکاگو) را درنظر بگیرید. این شرکت بسیار خلاق محصول جدیدی تولید کرد و در سال ۲۰۱۰ از آن رونمایی کرد. یک پرکننده شیشه آب اختصاصی که بر روی آب‌‌خوری قرار گرفته و به افراد امکان می‌دهد که بطری‌های آب را آسانتر پر کنند.با وجود ارزش‌های محصول جدید شبکه‌های سنتی توزیع و پخش الکای تنها توانستند فروشی متوسط برای این  محصول رقم بزنند. رهبران سازمان می‌دانستند که ظرفیت‌های این محصول بیش از این‌هاست. آن‌ها دریافتند که تشریح فواید یک ویژگی جدید بر روی آب‌نماهای موجود به مشتریان سنتی کاری دشوار است. به هرحال در سال ۲۰۱۰، کسانی که پیش از این مشتری قلمداد نشده و نیازهای آن‌ها مغفول واقع شده بود سربرآوردند و در نتیجه کتابی تالیف شد که سناریوی اقیانوس آبی نام داشت. کالج مولنبرگ[۲] در آلن‌تون[۳] ، پرکننده‌های الکای را یافتند و آن‌ها را بر روی تمامی آب‌خوری‌های خود نصب کردند. پس از آن یک کمپین تبلیغاتی دانشگاهی با اهداف زیست محیطی به راه انداختند که دانشجویان را به استفاده از آب‌خوری‌های با بطری‌های چندبار مصرف به جای خریدن آب در بطری‌های یکبار مصرف تشویق می‌کرد. این تلاش در مالنبرگ بسیار موفق بوده و رسانه‌های ملی نیز آن را بازتاب دادند. در این نقطه الکای تصمیم به جذب و روانه سازی تیم‌های بازاریابی جدید برای ایجاد تقاضا و شناسایی بهترین راه‌های توسعه بازار گرفت. این شرکت از ما برای مشاوره در زمینه استراتژی اقیانوس آبی وقت جلسه گرفت. این جلسه

انسان‌شناسی‌فرهنگی

Andrea Simon

Andrea Simon

آندریا سایمون، یک انسان‌شناس شرکتی است که متخصص همکاری با سازمان‌هایی است که خواست و یا نیاز به تغییر دارند. شرکت او (SAMC)، اتنوگرافی و تئوری‌ها، روش‌ها  و ابزارهای انسان‌شناسی شرکتی   را برای کسب‌وکارها و سازمان‌های غیر انتفاعی به کار می‌برد. سایمون به سازمان‌ها و شرکت‌ها کمک می‌کند تا با تغییرات زمان سازگار شوند. آندریا سایمون لیسانس خود را از دانشگاه پنسیلوانیا و دکترای خود را از دانشگاه نیویورک گرفته است. او در دانشکده‌ها و موسسات آموزش عالی، نظیر رمپو کالج  نیوجرسی  انسان‌شناسی و مطالعات امریکا تدریس کرده و در دانشگاه واشنگتن به تدریس کارآفرینی به دانشجویان علم وهنر پرداخته است. او  استراتژی اقیانوس آبی را آموزش دیده و تا سال ۲۰۰۷  برای بیش از ۲۵۰ مدیرعامل کارگاه  آموزشی برگزار کرده و سخنرانی‌هایی داشته است تا به آن‌ها برای  تغییر استراتژیشان و ورود به بازارهای جدید یاری رساند. خانم سایمون در روش‌های تغییر فرهنگ، مخصوصا استفاده از (OCAI) که در دانشگاه میشیگان  توسعه یافته است بسیار ماهر است. او بازی‌های نوآوری را با بسیاری از مراجعین خود انجام داده و از بازی‌های نوآوری و روش‌های بازی، زمانی که با مراجعینش در حوزه تغییر فرهنگ و چالش‌های نوآوری کار می‌کند، استفاده می‌کند. در ادامه بیشتر با ایشان آشنا می‌شویم.

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته‌وگریخته:روایت دهم

جسته‌وگریخته:روایت دهم

خیلی وقت بود که با سایتش آشنا شده بودم، مقالاتش را می‌خواندم و حتی چندتایی‌اش را هم ترجمه کردم. دلم می‌خواست کتابش را داشته باشم. اما امکان خرید نبود. مصاحبه‌ها و پادکست‌هایش را گوش می‌دادم و فکر می‌کردم کاش چنین اشخاصی اینجا هم بودند تا کنارشان کار می‌کردم و یاد می‌گرفتم. دلم می‌خواست با او ارتباط بگیرم و حرف بزنم. دیشب هرچقدر تلاش کردم، نتوانستم قطعه‌های پازل فکرم را کنار هم بگذارم تا یک تصویر حدودی ترسیم کنم. برایم واضح بود که این فکرها نیاز به نخ تسبیح دارد. یک نخ تسبیح انسان‌شناسانه! تمام توانم را جمع کردم و با امین  به  Andrea Simonپیام دادیم و از من و شرایطمان در ایران گفتیم. حس خوبی نداشتم. اما خب… امشب خیلی کوتاه و محترمانه پاسخ داد: «قطعا. دوست دارم کمک کنم» چند باری جملاتش را خواندم. انسان‌شناسی از آن سوی مرزها به من اعتماد کرد و کتابش را فرستاد. حال بسیار خوب و آرامی دارم.

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته‌وگریخته:روایت‌نهم

جسته‌وگریخته:روایت‌نهم

حاشیه پررنگ‌تر از اصل بود. داستان‌هایی که هر روز به وجود می‌آمد خسته کننده شده بود. در همین حال و هوا مشاور منابع انسانی به شرکت آمد تا روابط بین دپارتمان‌ها را بهبود ببخشد و ساختار سازمانی را بچیند. بچه‌های شرکت منابع انسانی را محدود به کارگزینی می‌دانستند و چندان خوشبین نبودند که حضور مشاور منابع انسانی تغییر خاصی را رقم زند با این‌ وجود با او همکاری کردند.حضورش نور امیدی  شد و همه برای بهبود شرایطشان در محیط کار به او دل بستند، غافل از اینکه اختیارات و مسئولیت‌هایش چیست. هر چقدر جلوتر می‌رفت امیدها هم کمرنگ تر می‌شد چون نتایج دلخواه ما بدست نمی‌آمد. ساختار سازمانی طراحی و تایید شد. در ساختار سازمانی جایگاه هر واحد و هر سمت شغلی مشخص شده و در سندهای پیوست هم شرح وظایف هر سمت شغلی به تفصیل توضیح داده شده است.اما مشکلات ما هنوز هم سرجایش بود و حتی با وجود ساختار سازمانی بیشتر  شده و ظاهر شیک‌تری پیدا کرده بود. این ساختار به بعضی قدرت داد، برخی دیگر  را وادار به پیروی کرد. در ساختار سازمانی، آدمها، تفاوت‌هایشان با هم، تمایلاتشان، حساسیت‌ها و… جایی ندارند. یک چارچوب سفت و سخت برای افزایش منفعت کسب و کار است. جای‌گذاری  آدمها در سمت‌های شغلی هم بر اساس میزان منفعتی است که به وجود می‌آورند. حالا این منفعت چگونه و از چه راهی بدست می‌آید مهم نیست. اینکه برای افزایش  منفعت چه روزهایی بر آدم‌ها می‌گذرد، چه احساسی را تجربه می‌کنند و هر روزشان را با کلی تعارض می‌گذرانند مهم نیست. مگر کار چیزی جز کشمکش، رقابت و تعارض است؟! مگر چیزی جز افزایش منفعت کسب و کار مهم است؟! مگر مهم است که برای گذراندن روزهای یکنواخت کاری، معنا و رویا نیاز است؟!

انسان‌شناسی‌فرهنگی

خوردن سوپ با چنگال

خوردن سوپ با چنگال

گاهی اوقات ما آدمیان برای انجام وظایفمان از ابزارها یا روش‌هایی بهره می‌بریم که از رده خارج بوده و یا با اهداف واقعی ما مطابقت ندارند. این کار مثل خوردن یک کاسه سوپ با استفاده از چنگال است. چنگال ابزاری فوق‌العاده است – مخصوصاً زمانی که می‌خواهید یک جسم سخت را در ظرفتان تکه‌تکه کنید و یا یک تکه از غذا را در جای خود به برش‌هایی با اندازه‌ی دلخواهتان تقسیم کنید. اما همین ابزار خوب، وقتی از آن برای خوردن سوپ استفاده شود، باعث اتلاف زمان شده و اگر سوپ شما سوپی رقیق باشد و برش‌های کمی از سبزیجات و گوشت در آن باشد، این اتلاف زمان بیشتر هم خواهد شد. می‌دانید چه چیزهای دیگری حکم همین چنگال را دارند؟ استفاده از تحقیقات مشارکتی کارمندان برای اندازه‌گیری و شناخت فرهنگ شرکت. هدف چیست؟ تفسیر نتایج، و در نهایت استفاده از آن‌ها برای تعیین این امر که چگونه باید سطوح بالاتری از رضایت کارکنان، تجربه‌ی بهتر مشتریان و ارتقای سطح بهره‌وری کسب‌وکار را به دست آورد. اما این شیوه موثر نیست. هر چنگال تعدادی دندانه دارد که می‌تواند تعداد معینی از محتویات ظرف شما را برای خوردن و تست‌کردن غذای محبوبتان در هر نوبت بلند کند. به همین طریق، هر تحقیق تعداد معینی سوال دارد که انتظار داریم بهترین سوالات ممکن برای پرسیدن باشند و پس از انجام آن تحقیقات ما بدل به سلطان فرهنگ گردیم. اعترافات شجاعانه شرکت گالوپ[۱] در ژانویه ۲۰۱۶، شرکت گالوپ پانزدهمین سالگرد ارائه‌ی نظرسنجی در زمینه‌ی تعامل در سرتاسر جهان را جشن گرفت و شجاعانه در آن اعتراف کرد که در تمام مدت سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶، سطح مشارکت کارکنان به طور میانگین تنها ۲ درصد افزایش یافته است.   وقت آن رسیده که چنگال‌ها را پایین آورده و قاشق را برای درک فرهنگ و مشارکت بالا آوریم. قاشق فرهنگ رویکرد نسبتاً مشخصی در مورد آموزش دادن به افراد در مورد ساختار و سازوکار فرهنگی که در آن زیست می‌کنند، دارد. بدین طریق، “روش قاشق” به افراد کمک می‌کند تا در موضوع مستغرق شده و دانش و درک وسیع‌تری در مورد فرهنگ به دست آورند. بدین ترتیب آن‌ها می‌توانند اطلاعات حیاتی برای کارکردن با فرهنگ را با توجه به این مسائل به دست آورند: چگونه فرهنگ شکل می‌گیرد؟ چه کسی مالک فرهنگ است؟ اصول و آداب روزانه و حیاتی‌ برای موثر و پویا نگه داشتن فرهنگ کدام‌اند؟ چگونه فرهنگ برای افزایش رضایت شغلی و تجربه‌ی بهتر مصرف‌کنندگان به کار گرفته می‌شود؟ کارکرد روزانه‌ی فرهنگ چیست و چگونه می‌توان از آن در جهت تحقق سطوح عملکردی مورد انتظار سازمان‌ها بهره جست؟ چه کسی فرهنگ را پیش می‌برد و چه زمانی این کار را انجام می‌دهد؟ چگونه فرهنگ باعث قوام و یا تخریب استراتژی کسب‌وکار می‌شود؟   در اولین تلاش برای درک فرهنگ، افراد به سرعت در میان فرهنگ جابجا شده و به دنبال بیشینه‌سازی منافع خود از طریق هدایت و جهت‌دهی آن به سمت ترجیحات خود می‌گردند. سودبردن کارکنان، مشتریان، تامین‌کنندگان، صاحبان کسب‌وکار و رهبران مسیرهایی است که هریک از این ذی‌نفعان به دنبال تحقق آن است.   به یاد داشته باشید که قاشق مقدار بیشتری از

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته و گریخته: روایت هفتم

جسته و گریخته: روایت هفتم

شش ماه از حضورم در محل کار جدید می‌گذرد. صبح‌ها زود از خواب بیدار می‌شوم و تقریبا یک ساعت در راهم تا به محل کار برسم. ساعت کاری ما ۹ صبح تا ۶بعد از ظهر است. در بهترین حالت یک ساعت و نیم در راه برگشت و ترافیک هستم.  کارکردن یعنی کلی خستگی.  البته جدای از اتفاقات و مسائلی که در ساعات کار پیش می‌آید. وقتی قبول کنی که کارمند تمام وقت باشی یعنی اولویت اول باید کار باشد. یعنی همه ابعاد زندگی را باید با کار هماهنگ کنی. تا جایی که دلت برای خانه‌ات تنگ می‌شود. دلت برای شب بیدار ماندن بدون دغدغه ای برای فردا ، دلت تنگ می‌شود. یاد روزهایی می‌افتی که آخر سال بی دغدغه دل به خیابان می‌زدی و عکس می‌گرفتی و وقتی کارمند تمام وقت باشی، باید در هر حالتی سرکار باشی . باید تلاش کنی تا با هر ترفندی محیط کار را برای خودت دلچسب کنی. این روزهای آخر سال ، این روزهای کشدار آخر سال…

انسان‌شناسی‌فرهنگی

چرا کسب‌وکار شما باید به گوش سپاری اجتماعی اهمیت دهد؟

چرا کسب‌وکار شما باید به گوش سپاری اجتماعی اهمیت دهد؟

اگر بخواهیم کل داستان را در یک جمله بیان کنیم می‌توانیم بگوییم کسی که گوش سپاری اجتماعی را به کار نمی‌بندد به‌مانند کسی است که با چشمانی بسته، استراتژی کسب‌وکار خود را ترسیم می‌کند. در این حالت شما بینش‌های قابل‌اجرای مهمی را از دست می‌دهید که انسان‌های حقیقی به صورتی فعال درباره‌ی شما یا صنعتتان به‌صورت آنلاین بیان می‌دارند. پس چرا به آن‌ها گوش نمی‌دهید؟ به‌طور خلاصه اگر به گوش سپاری اجتماعی اهمیت ندهید درواقع به مشتریان خود اهمیت نداده‌اید و این نشانه‌ی یک کسب‌وکار غلط است. در ادامه برخی از فواید گوش سپاری اجتماعی برای برند شما آمده است. مشارکت و تحقیق مشتریان آیا شما فکر می‌کنید که همه‌چیز را در مورد مشتریانتان می‌دانید؟ شاید بهتر است کمی بیشتر فکر کنید. مطالعات Pegasystems نشان داد درحالی‌که ۶۶% از شرکت‌های مخابراتی/پهنای باند و مؤسسات کوچک خدمات بانکی بیان داشته‌اند که «به‌طور عمیق» مشتریان خود را می‌شناسند، کمتر از ۱۵% از شرکت‌های مخابراتی/ پهنای باند و ۴۱% از مشتریان شرکت‌های بانکی با این گزاره موافق بوده‌اند. در همین مطالعات مشتریان بیان داشته‌اند که عدم توانایی شرکت‌ها در گوش‌سپاری به نیازهای آن‌ها یکی از سه مشکل عمده بخش خدمات مشتریان شرکت‌ها بوده است. گوش سپاری اجتماعی می‌تواند بینشی عمیق نسبت به انتظارات مشتریان از شما و میزان موفقیت شما در برآوردن این انتظارات به شما بدهد. همچنین گوش سپاری اجتماعی موقعیت‌هایی را مشخص می‌کند که نیاز است تا مشارکت فعال‌تری در مکالماتی (چه مثبت و چه منفی) که هم‌اکنون درباره برند شما درحالی‌که انجام است داشته باشید. حال می‌خواهد این مکالمه تمجیدی باشد که یکی از مشتریان شما در حال بیان آن است، درخواست بخشی از خدمات مشتریان شما باشد و یا وقتی باشد که کسی درباره‌ی یکی از محصولات در صنعت شما نیازمند توصیه و مشورت است. شناسایی موفقیت‌ها و قدم‌های اشتباه استراتژیک در لحظه کدام‌یک از پست‌های شما بالاترین نرخ مشارکت را به انضمام بهترین بازخورد اجتماعی به دست آورده است؟ اگر بازخورد اجتماعی نسبت به برند شما به‌طور ناگهانی دچار تغییر شده است می‌توانید پست‌هایتان را یک‌به‌یک موردبررسی قرار دهید تا بفهمید کجا را بسیار غلط رفته و یا بسیار درست عمل کردید. اگر به یکی از اهداف تعیین‌شده خود رسیدید در مورد المان‌هایی از کمپین یا استراتژی که می‌توانند در آینده نیز به‌کاررفته و در تلاش‌های بعدی مثمر ثمر واقع شوند یادداشت بردارید. اگر کارها آن‌طور که خواستید پیش نرفت بازخورد اجتماعی را بازبینی کنید تا درس‌هایی بیاموزید که بتواند از تکرار چنین اشتباهاتی جلوگیری کند. و مهم‌تر از همه این‌ها اگر در میان یک سقوط حسی اجتماعی به علت یک تبلیغ[۱] یا پست یا مطلبی در جراید هستید یا نامناسب بوده است سریعاً این زخم را پانسمان کرده و به مشتریانتان اعلام کنید که پیام آن‌ها را گرفته‌اید و از این بایت شرمنده‌اید. کشف کنید مردم در نسبت با رقبا شما را چگونه می‌بینند. ازآنجایی‌که در گوش سپاری به شبکه‌های اجتماعی نه‌تنها به آنچه مردم درباره شما می‌گویند بلکه به آنچه درباره رقبایتان می‌گویند نیز گوش می‌سپارید می‌توانید نسبت به جایگاهی که در ذهن مخاطبانتان در آن صنعت دارید بینشی دقیق کسب کنید. همچنین بدین طریق آگاهی

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته و گریخته:روایت ششم

جسته و گریخته:روایت ششم

برای بار سوم کار عوض کردم. شاید آمار خوبی برای یکسال نباشد. اما نشد. هم آن مهندسان نخواستند و هم من. اما باز هم راهی پیدا کردم و دوباره آغاز کردم. شب‌ها بوردیو می خوانم و روزها برای فروش محصولات مختلف پروپوزال می‌نویسم. تعجب هم ندارد. زندگی است دیگر. کارکردن مرحله ای از بیخیالی را به آدم می دهد. حس هدر رفتن اجباری زندگی و تلاش در جهت لذت بردن از باقی مانده اش. اولویت بندی می‌کنی که چه کاری لذت بیشتری می‌دهد اما بازهم اجبار به میان می‌آید.(پختن ناهار برای فردا و …) برای همین بسیاری ازکارهایت را یا پشت گوش می‌اندازی(مثل رفتن دنبال کارهای فارغ التحصیلی)  و یا با کیفیت کم انجام می دهی (مثل تمرین پیانو.) در دنیای کار تبدیل به یک منبع می‌شوی. منبعی برای کارفرما. کارفرمایی که خودش را مالک همه زندگی تو می‌داند.بهترین ساعات روز و عمرت را می‌دهی تا زندگیت را بگذرانی و سفرهای مختلف بروی و تجربه‌های جدیدی بدست آوری.کاش که محقق شود. در دنیای کار ، اجبار را لمس می کنی. اجبار برای گذران ۳/۲ روزت با کسانی که شاید دوستشان داشته باشی و شاید هم نداشته باشی. اما یاد میگیری که در هر حالتی با آن‌ها وقت بگذرانی و بخندی.  

انسان‌شناسی‌فرهنگی

۳ راهکار انسان شناختی برای احیای شرکت شما

۳ راهکار انسان شناختی برای احیای شرکت شما

درک رفتار افراد ونحوه چگونگی تغییرفرهنگ شرکت قلب موفقیت تجاری کسب و کار است. انسان شناسان شرکتی در یافته اند در این دوران که همه چیز به سرعت تغییر می کند مردم به خوبی چالش‌های ساخت و نگهداری یک کسب و کار را می‌دانند. آن ها اغلب به یک ابزار جدید نیاز دارند، ابزاری انسان‌شناختی. آن چه در قبل کار کرده است امروز به خوبی کار نمی‌کند اما تغییر به معنای واقعی کلمه سخت بوده و با آن مبارزه می کنند. انسان شناسی به احیا و رشد شرکت کمک می‌کند در این جا به سه عاملی که به بهبود کسب و کار شما می پردازد اشاره می‌کنیم. مراجعه به مرکز تماس :یکی از موارد چشمگیر و آموزنده که یک مدیرعامل یا رهبر کلیدی می‌تواند انجام دهد آن است که روزی را در مرکز تماس بگذراند و از نزدیک به آنچه که مردم می گویند گوش دهند. هربار که کارکنان مرکز تماس می گویند : «ما این کار را انجام نمی‌دهیم.» فرصتی برای شماست. شخصی پشت خط به دنبال راه حلی برای حل مشکل است. توجه کنید آن ها واقعا چه چیزی می خواهند. شاید شما بازار بزرگی که منتظر شماست را کشف کنید. با مشتری خود در ارتباط باشید: نحوه استفاده محصولات خود را توسط مشتری ببینید و به آن‌ها گوش دهید. ممکن است راه‌های خلاقانه‌تری به ذهن شما برسد. در این صورت ممکن است شما یک مشکل معمول را حل کنید و کسب و کار خود را بهبود ببخشید. داستان بخواهید: گوش دادن به یک مشتری یا کارمند به شما بینش عمیق تری نسبت به زمانی که فقط بپرسید چه چیزی نیاز دارید می دهد. شما جزئیات و زمینه را دریافت خواهید کرد، علاوه بر این می توانید سبکی که آنها فکر می کنند ردیابی کنید. هنگامی که به داستان گوش می دهید، می توانید بخشی از آنچه مردم نیاز دارند و چگونگی حل آن را بیابید. همانطور که هنری فورد گفت، “اگر از مردم پرسیده بودم که چگونه حمل و نقل را بهبود بخشیم، آنها به من می گفتند که اسب خود را سریعتر می کنند.” (فورد می دانست که ما همه سختی ها را در خارج از تجربیات شخصی مان می بینیم) یکی از نقاط قوت روش های انسان شناسی برای کسب و کار این است که از اعداد دور شویم و به صورت عینی در داستان هایی که مردم به شما می گویند گوش فرا دهیم؛ گوش دادن به فرصت ها. منبع: andisimon.com

انسان‌شناسی‌فرهنگی

با انسان‌شناسی اوج بگیرید

با انسان‌شناسی اوج بگیرید

دلیلی که من عاشق انسان شناسی هستم این است که به شما یادمی دهد از راههای جدید ببینید، احساس کنید و بیندیشید. این روزها قدرتمندترین و هوشمندترین ها زنده نمی مانند بلکه آن هایی که سازگاری بیشتری دارند زنده می‌مانند. انسان شناسان شرکتی چیزهایی را می‌بینند که در پیرامون آن ها واقعا اتفاق می‌افتد نه آن چیزی که رهبران کسب و کار  فکر می‌کنند در جریان است. ما به دنبال معنای عمیق تر در تعاملات افراد که زندگی و اشیاء اطرافشان را احاطه کرده است می‌گردیم. ۵ راه برای عملیاتی کردن روش های انسان شناختی در اینجا  ۵ پیشنهاد برای به کاربردن ابزار و روش های انسان شناختی در سازمان  ارائه می کنیم. از دفتر کار بیرون بروید. فراموش کنید که چه چیزی در جریان است. مردم نمی توانند به شما بگویند که چگونه از خدمات و کالا استفاده می کنند یا اگر هم بتوانند این کار را نمی کنند. شماباید با مشاهده این امر را کشف کنید. درد را احساس کنید. اگر شما مشتریان را مشاهده کنید درمی یابید که کجا از شما ناامید می شوند؟ آیا آن ها نمی توانند از بخش خدمات مشتریان شما پاسخ مناسبی دریافت کنند؟ آیا آن ها با شما می مانند یا شما را ترک می کنند؟ به حرف های خود عمل کنید. اگر واقعا می خواهید طرز تفکر شما تغییر کند ، باید ابتدا خودتان تغییر کنید. با کارمندانتان همراهی کنید و توجه کنید تا کارهایشان را انجام دهند. سپس آن کارها را خودتان انجام دهید. از دیگران بیاموزید. اگر محصول شما فروش نمی رود کسانی را پیدا کنید که محصول رقیب شما را می خرند و دلیل آن را بپرسید. چگونه می توانید راهکار خود را بهبود ببخشید تا آن ها را هم داشته باشید؟ به پاسخ “چه می شود اگر”   گوش کنید. “چه می شود اگر” در کسب وکار آشکار می کند که مشتریان چه چیزی را می خواهند در بازار ببینند. بنابراین ذهن آن ها را بخوانید و برمبنای آن بسازید. برای باقی ماندن در کسب وکار باید به روش های جدید بیندیشید. اگر این کار را نکنید به ویرانه ای تبدیل می شوید. منبع:andisimon.com