انسان‌شناسی‌فرهنگی

با انسان‌شناسی اوج بگیرید

با انسان‌شناسی اوج بگیرید

دلیلی که من عاشق انسان شناسی هستم این است که به شما یادمی دهد از راههای جدید ببینید، احساس کنید و بیندیشید. این روزها قدرتمندترین و هوشمندترین ها زنده نمی مانند بلکه آن هایی که سازگاری بیشتری دارند زنده می‌مانند. انسان شناسان شرکتی چیزهایی را می‌بینند که در پیرامون آن ها واقعا اتفاق می‌افتد نه آن چیزی که رهبران کسب و کار  فکر می‌کنند در جریان است. ما به دنبال معنای عمیق تر در تعاملات افراد که زندگی و اشیاء اطرافشان را احاطه کرده است می‌گردیم. ۵ راه برای عملیاتی کردن روش های انسان شناختی در اینجا  ۵ پیشنهاد برای به کاربردن ابزار و روش های انسان شناختی در سازمان  ارائه می کنیم. از دفتر کار بیرون بروید. فراموش کنید که چه چیزی در جریان است. مردم نمی توانند به شما بگویند که چگونه از خدمات و کالا استفاده می کنند یا اگر هم بتوانند این کار را نمی کنند. شماباید با مشاهده این امر را کشف کنید. درد را احساس کنید. اگر شما مشتریان را مشاهده کنید درمی یابید که کجا از شما ناامید می شوند؟ آیا آن ها نمی توانند از بخش خدمات مشتریان شما پاسخ مناسبی دریافت کنند؟ آیا آن ها با شما می مانند یا شما را ترک می کنند؟ به حرف های خود عمل کنید. اگر واقعا می خواهید طرز تفکر شما تغییر کند ، باید ابتدا خودتان تغییر کنید. با کارمندانتان همراهی کنید و توجه کنید تا کارهایشان را انجام دهند. سپس آن کارها را خودتان انجام دهید. از دیگران بیاموزید. اگر محصول شما فروش نمی رود کسانی را پیدا کنید که محصول رقیب شما را می خرند و دلیل آن را بپرسید. چگونه می توانید راهکار خود را بهبود ببخشید تا آن ها را هم داشته باشید؟ به پاسخ “چه می شود اگر”   گوش کنید. “چه می شود اگر” در کسب وکار آشکار می کند که مشتریان چه چیزی را می خواهند در بازار ببینند. بنابراین ذهن آن ها را بخوانید و برمبنای آن بسازید. برای باقی ماندن در کسب وکار باید به روش های جدید بیندیشید. اگر این کار را نکنید به ویرانه ای تبدیل می شوید. منبع:andisimon.com

انسان‌شناسی‌فرهنگی

انسان‌شناسان به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند

انسان‌شناسان به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند

ایکیا در سال گذشته ۳۹ بیلیون دلار فروش داشته است. این مبلغ دو برابر فروش آن ها در سال ۲۰۰۵ است و آن ها قصددارند ۱۸۲ فروشگاه خود را به ۵۰۰ فروشگاه جهانی تا سال ۲۰۲۰ تبدیل کنند. مجله فورچون به بررسی چگونگی موفقیت ایکیا در بازارهای بسیاری در سراسر جهان پرداخته و به استراتژی و مطالعات مفصل بسیاری رسیده است. Michael Ydholm مدیر تحقیقات ایکیا به این مجله گفت : هرچه پیشتر می رویم ، بیشتر باید درک کنیم، بیاموزیم و انطباق بپذیریم. انسان‌شناسان با مشاهده سیستماتیک به ایکیا کمک می کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند. به این علت که مردم حقیقت را در تحقیقات ایکیا پنهان می کنند، شرکت، انسان شناسان  را به خانه هایی که خود اعلام آمادگی کرده اند می فرستد تا بفهمد مردم چگونه با مبلمان خود زندگی میکنند. شرکت به تازگی دوربین هایی در خانه های مورد مطالعه در استکهلم، میلان، نیویورک،شنژن چین برای کشف چگونگی استفاده آن ها از مبلمان نصب کرده است. بدین ترتیب ایکیا با تحقیقات خود محورهای اصلی فعالیتش را مشخص می کند و در آن پیش می رود.

انسان‌شناسی‌فرهنگی

اتنوگرافی کسب و کار چیست؟

اتنوگرافی کسب و کار چیست؟

به کالاها و خدماتی که شرکت شما ارائه می‌دهد فکر کنید. شمامی‌دانید که مردم چگونه باید از آن استفاده کنند، تحقیقات بسیاری انجام داده اید و می دانید مردم در مورد استفاده از آن چه می گویند. داده های شمامی‌گویند چند نفر از آن استفاده کرده‌اند و حتی اینکه آن ها چه کسانی هستند؟ اما ممکن است بر اساس این اطلاعات عمل کنید و فروش شما کاهش یابد یا بر اساس بازخورد مشتریان محصولی را ارائه دهید و آن طور که انتظار دارید موفق نباشد.ممکن است یکی از دلایل آن این باشد که همیشه مردم آنچه که می‌گویند با آنچه که انجام می دهند، یکسان نیست. بنابراین آیا جالب نیست که واقعا بفهمید مشتریان چرا و چگونه از محصولات شما استفاده می‌کنند ؟به این خاطر از اتنوگرافی کسب و کار استفاده می‌شود. اتنوگرافی کسب و کار با استفاده از تکنیک‌های مختلف همچون مشاهده مشارکتی و مصاحبه، حالات و رفتار واقعی مشتریان را برای شما آشکار می‌کند. اتنوگرافی روش تحقیق متمایز  انسان شناسی است که جوامع انسانی و فرهنگ ها را مطالعه می‌کند.اتنوگرافرها گونه‌ای که افراد  در محیط خودشان رفتار می‌کنند را مطالعه می‌کنند. در زمینه کسب و کار آن‌ها گونه ای که مشتریان از کالا و خدمات استفاده می‌کنند را مشاهده می‌کنند. اتنوگرافی کسب و کار در زمینه های زیر به شما کمک می کند: شناسایی نیازهای برآورده نشده مشتریان توسعه محصولات جدید پیشنهاد یک استراتژی بازاریابی موقعیت یابی موثر برند در بازار ورود به بازارهای جدید کشف روند در حال پیدایش کن اندرسون[۱] پژوهشگر شرکت اینتل، هدف اتنوگرافی کسب و کار را  دیدن افراد همانطور که هستند نه بر اساس پیش فرض‌های خودمان، بیان می کند. چگونه یک اتنوگرافی کسب و کار بنویسیم؟ اتنوگرافرها با توجه به موضوع از تکنیک‌های مختلفی استفاده می کنند. این تکنیک ها می تواند شامل: کار میدانی: اتنوگرافرها موضوع را در میدان مطالعه می‌کنند. مطالعه به معنای جایی است که مشتریان از کالا یا خدمات استفاده می‌کنند. ممکن است در زمان استفاده از موضوعات تحقیق، برخی از جنبه های آن مغفول بماند به همین خاطر محققان سوالات بیشتری برای کسب بینش های وسیع‌تر مطرح می کنند. برای درک عمیق از اینکه کالا و یا خدمات چگونه با زندگی روزمره مشتریان هماهنگ است، پژوهش دو هفته یا ماه ها زمان می برد. مصاحبه عمیق: یک مصاحبه اتنوگرافیک می تواند دو ساعت و یا بیشتر  طول بکشد. بنابراین برای محقق الزامی است تا اعتماد و رابطه دوستانه بسازد. هدف مصاحبه‌گر این است که دریابد واقعا محصول چه معنایی برای مشتری دارد. اتنوگرافی موبایل: اپلیکیشن‌های گوشی‌های هوشمند برای مطالعات اتنوگرافی  استفاده می‌شود. مشتریان از تجربه‌های شخصیشان عکس ، صدا و ویدیو راثبت می کنند و اتنوگرافرها برای تحلیل از آن استفاده می کنند. چگونه از اتنوگرافی کسب و کار استفاده کنیم؟ مساله را از زاویه‌های مختلف ببینید: مساله را از زاویه نگاه مشتری ببینید. داده جمع کنید: رویکرد مشتری را به سوال های مختلفی تبدیل کنید: چه چیزی در مورد محصول یا خدمات، مشتری را خوشحال می کند؟ چه معنا و یا ارزشی به محصول نسبت می دهند؟ این سوالات به مشاهدات و مصاحبه های شما ساختار

انسان‌شناسی‌فرهنگی

انسان شناسی شرکتی  چه کمکی به کسب و کارها می کند؟

انسان شناسی شرکتی  چه کمکی به کسب و کارها می کند؟

انسان شناسی شرکتی چیست؟ انسان شناسی شرکتی فرآیند نگاه به یک شرکت به عنوان یک فرهنگ جدید و ناآشنا است. با استفاده از تکنیکهای انسان شناسی کلاسیک – مانند مشاهده و مطالعات اکتشافی – در  کسب و کار می توان به بینش جدیدی دست یافت  که باعث رشد پایدار شرکت و همچنین هماهنگی با تغییرات بیرونی می‌شود. انسان شناسی شرکتی راهی برای دیدن مشکلات شرکت از یک زاویه جدید و یا پیدا کردن فرصتهای غیر قابل تصور به جای بازگشت به راه حل ،عادت ها و فرهنگ های قدیمی است. کدام تکنیک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند؟ شرکت ها با چالش هایی برخورد می کنند که آن ها را به این باور می رساند که باید با تغییرات زمان سازگار شوند. برای رسیدن به این سازگاری برای رهبران کسب و کار بسیار مفید است تا گامی به عقب بردارند و با نگاهی نو به شرکت بنگرند. تکنیک های بسیاری وجود دارد  تا به موقعیت شرکت از یک زاویه جدید نگاه کنند. چهار روش زیر برای شروع مناسب هستند: یک روز با مشتری برای اجرا کردن این تکنیک باید مدیران اجرایی از دفاتر خود بیرون بیایند تا به معنای واقعی کلمه یک روز با مشتریان خود باشند تا دیدگاهی جدید بدست  آورند و آنچه که مردم از یک شرکت ارزشمند می‌گیرندرا بدست آورند. هنگامی که شما “یک روز با مشتری” را برنامه‌ریزی می‌کنید مهم ترین نکته این است که پاسخ را پیشاپیش در ذهن خودنداشته باشید . هدف از رفتن به کاوش این است که همه چیز را با دیدی تازه ببینیم.   همگام با  مشتری: برخلاف تکنیک “یک روز با مشتری” که نوعی تحقیق مشاهده است و در آن شما به عنوان یک ناظر خارجی به بررسی این امر می پردازید که افراد آگاه چه چیزی را مشاهده می کنند، تکنیک “همگام با مشتری” به منزله مشارکت در یک گروه است . درواقع، مشاهده گر مشارکت کننده درک عمیقی از این تحقیقات بدست می آورد. مهم ترین نکته این است که اطمینان حاصل کنید  شما واقعا به کسانی که در اطرافتان هستند گوش می دهید تا بدین ترتیب بینش های معتبر را دریافت کنید. باید همیشه مراقب باشید که از پرسش سوالات بیش از حد خودداری کنید. پژوهش‌های فرهنگی اگر واقعا می خواهید بدانید که مشتریان ، کارمندان و کاربران واقعا چطور شما را احساس می کنند – محصولات، خدمات و محیط کاری شما – پژوهش‌های فرهنگی امتیاز بزرگی است. به یاد داشته باشید از آنجا که افراد با احساسشان خرید می کنند و با منطق توجیه می کنند، آنچه که آنها می گویند و آنچه شما می بینید بسیار مهم است، اما آنچه آنها احساس می کنند شاید برای شما مفیدتر باشد تا بینش هایی که دنبال می کنید. این پژوهش‌ها، ذهنیت افرادی که شما دوست دارید بشناسید و شیوه ای که آن‌ها با شرایطی خاص هماهنگ شده یا از محصولی خاص برای حل مشکلات خود استفاده ‌کنند را برایتان آشکار می سازد.   چه نتایجی را می توان انتظار داشت؟ صرف نظر از این که تکنیک انسان شناسی شرکتی یک رهبر کسب و کار را به لحظه “یافتن” می

انسان‌شناسی‌فرهنگی

مایکل هندرسون – انسان‌شناس شرکتی

مایکل هندرسون – انسان‌شناس شرکتی

مایکل هندرسون[۱] یک انسان‌شناس شرکتی[۲] است. وی از مهارت‌های منحصر به فرد خود در جهت یاری رساندن به سازمان هایی که به دنبال تولید فرهنگ سازمانی خلاق وپربازده هستند، استفاده می‌کند. مایکل علاقه بسیاری به مقوله فرهنگ داشته و برای مطالعه‌ی این امر سفرهای زیادی به بیش از چهل کشور دنیا نموده و در خلال این سفرها با صدها سازمان و افرادی در رده‌های مختلف که به دنبال غنای فرهنگی سازمان های خود بوده‌اند، همکاری کرده است.گذشته از همه‌ی این‌‌ها اغلب ما عمده‌ی زمان فعالیت خود را درون فرهنگ‌های سازمانی خود سپری می‌کنیم. رویکرد مایکل به فرهنگ سازمانی در محیط کار با آنچه شما انتظار دارید متفاوت است چرا که او انسان‌شناسی است که دنیا را از منر متفاوتی نگاه کرده است که فرهنگ را نه به عنوان نتایج جدیدترین مطالعات پرسنلی بلکه به عنوان نیروی اجتماعی زنده و پویای مجموع تلاش های انسانی می بیند که بازده کسب و کار شما را تعیین می‌کند. این در حالی است که دیگران عمدتا تنها به افراد و رفتار آن‌ها توجه دارند. او فرهنگ،معانی و انگیزه‌ها را دنبال می‌کند.تمام محتوایی که مایکل در رویکرد خود برای ایجاد امکان تغییرات فرهنگ سازمانی تولید می کند بسیار متفاوت از آن چیزی است که ما می‌شناسیم. او این نکته را به خوبی درک کرده و به دنبال شناساندن آن به دیگران است که فرهنگ سازمانی بیش از هرچیز، حتی ذهنیات عمده‌ی رهبران ، بر کسب و کار اثر داشته و برای هر سازمانی، کارکردن تحت لوای فرهنگ آن سازمان همانقدر اهمیت دارد که استراتژی های آن سازمان. مایکل به مانند هر انسان شناسی می‌داند که شما امکان اندازه گیری و محاسبه‌ی فرهنگ سازمانتان را ندارید.بلکه تنها می‌توانید حدس بزنید چرا کسی از آن استفاده نمی‌کند. از مطالعات پرسنلی نمی‌توان برای اندازه‌گیری فرهنگ استفاده کرد چرا که اینگونه مطالعات به جای آنکه خود فرهنگ را بررسی کنند میزان تمایل افراد به آن را نشان می‌دهند. مایکل بر این عقیده است که اندازه گیری انسان‌ها با اعداد، درصدها و میانگین‌ها غنای حقیقی فرهنگ سازمانی را از بین برده و یک داستان خوش تعریف بیش از هر نمودار محاسباتی  می‌تواند بازده خلاقه‌ی سازمان را بهبود بخشد. مایکل می‌داند که برای سازمان‌ها تنها اینکه افراد چه کاری را انجام می‌دهند ارزشمند نیست و همچنین می‌داند که منابع انسانی تنها راه بهبود فرهنگ سازمان نیستند. بلکه مدیریت افراد رویکرد او برای هدایت فرهنگ سازمانی به سمت و سویی است که بتواند به شیوه ای سریع و موثر پاسخ‌های مناسبتری به مشتریانش بدهد. فعالیت های مایکل ثابت کرده زمانی که فرهنگ صحیحی اتخاذ می‌کنید، افراد سازمانتان خلاق تر، خوشنودتر و نسبت به نیازهای مشتریانتان دلسوزتر خواهند بود.تغییر فرهنگ سازمانی چیزی فراتر از یک شغل برای مایکل است. [۱] Michael Henderson [۲] Corporate anthropology

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته و گریخته : روایت چهارم

جسته و گریخته : روایت چهارم

منتظر تمام شدن شماره معکوس این روزهایم. آقای مدیر رفتارش بسیار عوض شده است. مهربان و منطقی است و حرف‌ها را می پذیرد. تمام مدت سوال «چرا در طول این یک سال این گونه نبودی؟» در ذهنم می چرخد . نمی دانم چرا و به چه منظور اما پیشنهاد مدیریت دفتر را مطرح کرد. البته لحن تحقیر آمیزش هنوز پابرجابود. تمام مدتی که صحبت می کرد، از افزایش حقوق و ترفیع رتبه و… می‌گفت هیچ حسی، هیچ انگیزه ای در من به وجود نیاورد.  مجلاتی که در این مدت منتشر شد به ذهنم می آمد و می‌رفت. همه ی آن ها بر ساختار فکری من نوشته شده است. هر چند که مطالبم بارها ویراستاری شد اما ساختار کلی و شعارها براساس تفکر ، نوع نگاه من و مصاحبه هایم است. به اواسط صحبت هایش رسیده است. یکی از مجله ها را برمی‌دارد و می گوید:« این مجله هیچی نیست. اما مدارس طبق همین برنامه ریزی می کنند.» لبخندی میزنم. شاید هیچ کس نداند، شاید هم به زبان نیاورد اما مدارس براساس نگاه من جلو می روند. حس خوبی پیدا می کنم و کمی ناراحتم؛ نه از رد کردن پیشنهاد مدیریت بلکه از رها کردن چیزی که در ساختنش نقش پررنگی داشتم و ردپای خودم را می‌بینم.

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته و گریخته:روایت سوم

جسته و گریخته:روایت سوم

دغدغه مالی همه دلیلم نبود.هرچند برایم خیلی اهمیت داشت. می خواستم تجربه کنم. می‌خواستم اتنوگرافی بنویسم. به نظرم خیلی ایده جذابی بود که درباره‌ی انسان‌شناسی سازمانی کار کنی در محیطی که اولین سنگ بناهایش را با تفکر تو گذاشت. البته بخش روابط عمومی‌اش. کل مجموعه، مجموعه‌ای با سابقه  بود. اما اتفاقات به همین خوبی نبود. همه تغییرات با هم همزمان شده بودند. تجربه کار ثابت خیلی سختتر از آنی بود که فکر می کردم. اما قرار به تجربه گذاشته بودم. دفتری با خودم بردم که بنویسم. که اتفاقات و مشاهداتم را بنویسم. بارها فقط نوشتم «آقای وزیر کار کجایی؟ وزارت خانه ات چه می کند؟ که گاهی حتی نمی توان نفس کشید چه برسد به استفاده از حقوق قانونی» و گاهی در گفت و گوی مدیر و یکی از همکاران جمله ای را شنیدم که هنوز هم نمی دانم آیا این طرز فکر درستی هست یا نه. آقای مدیر گوشی موبایلش را گرفت جلوی خانم گرافیست و گفت : « ببین توروخدا. ببین چطور آبروی آدم را می‌برند. نوشته “تعدا” و “د” را جا انداخته. بعد همه این ها را از چشم من می‌بینند.» خانم گرافیست: « خب خطای انسانی پیش میاد.» آقای مدیر:«یعنی چی پیش میاد؟ این خانم صبح تا شب نشسته اینجا چند تا نامه بنویسد . خطای انسانی یعنی چی؟» تمام مدت به این فکر می کردم آیا ما واقعا امکان خطا نداریم؟ نه! نداریم. چون بسیاری هستند که می توانند کار ما را انجام دهند. چون به راحتی می توانند عذر ما را بخواهند. چون ما مهم نیستیم. ما تنها ابزاری هستیم تا کارفرما و سرمایه گذار به اهداف و خواسته های خود برسند. ما باید خلاق باشیم تا راه های بهتری را پیش رویشان بگذاریم تا زودتر و کم هزینه تر به اهدافشان برسند. خیلی از روزها این جمله ها در ذهنم مرور می شد. از روزی که قرارداد تک نسخه ای بستند و به ما نسخه ای تحویل ندادند. و من دنبال حقی بودم. حقی که ما کجای سیستم عریض و طویل  ۲۵ ساله‌ی شما هستیم؟ قرار بود پایان مدت قراردادم اتنوگرافی نوشته باشم اما تنها نوشته های جسته گریخته‌ای برایم ماند. نوشته هایی که بیشتر دنبال خودم می گشتم تا اتفاقات سازمانی. و حالا کمتر از دو هفته به پایان قراردادم باقی مانده است. آقای مدیر دیگر داد نمی زند و هر دقیقه نمی پرسد: «از صبح تا حالا چند کلمه نوشتی؟» تنها می خواهد که من هر روز صبح روی آن صندلی بنشینم و تایپ کنم و از هیچ ایده جدیدی استقبال نمی‌کند. شاید کار در ایران تنها جایی برای پوشاندن خلا های شخصیتی است. جایی برای پیدا کردن معنا و هویت و پرکردن خلاها با تحقیر و توهین به‌دیگران. با پایین نگه داشتن و تلاش برای دیده نشدن برخی تا خودشان از نظر محو نشوند. این تجربه یکساله در دفتر روابط عمومی با تجربه‌ی  انواع شخصیتی آدم‌ها رو به پایان است. ومن کمی خسته و اما با انگیزه کار میدانی خود را در این حوزه از سر خواهم گرفت. این بار در یک محیط کار بهتر و جدی‌تر .  

انسان‌شناسی‌فرهنگی

کسب و کار و انسان شناسی

در جوامع بازار امروزی، صنعت و کسب و کار راه‌های اصلی سازماندهی فعالیت‌های اقتصادی در جهت برآورده کردن نیازهای اولیه انسان است. کسب و کار به معنای خریدوفروش کالا و خدمات در بازار است – که به عنوان بازرگانی یا تجارت شناخته می‌شود – در حالی که صنعت به تولید سازمان یافته کالا و خدمات در مقیاس وسیع اشاره دارد. این اصطلاحات زمانی که در حوزه انسان‌شناسی به کار برده می‌شوند (برای مثال انسان شناسی کسب و کار و یا صنعتی) معمولاً به یک یا چند حوزه تحقیقاتی و کاربردی انسان شناختی در بخش خصوصی اشاره دارد: ۱) انسان‌شناسی وابسته به فرآیند تولید کالا و خدمات و شرکت هایی این تولیدات در آن شکل می گیرد. ۲) توصیف مردم‌نگارانه طراحی کالاها، خدمات و سیستم های جدید برای مصرف کنندگان و کسب و کارها و ۳) انسان شناسی مبتنی بر رفتار مصرف کنندگان و بازار. ما در این مقاله بررسی حوزه های مذکور را با بحثی درباب توسعه تاریخی موضوع شروع کرده و آن را با برداشت کلی از چشم‌انداز معاصر ادامه می‌دهیم.  

انسان‌شناسی‌فرهنگی

مقدمه‌ای بر دانش‌نامه

زمانی که وارد دوره کارشناسی ارشد انسان شناسی شدم، استفاده از مفاهیم و تکنیک‌های این دانش در کسب و کار و زندگی روزمره برایم اهمیت خاصی داشت. از این رو به گرایش انسان‌شناسی کسب‌وکار تمایل پیدا کردم و آن را به عنوان موضوع کنفرانس یکی از واحدهای درسی انتخاب کردم. در خاطرم هست که پس از اعلام آن به دکتر فکوهی، ایشان گفتند:« در ۲۵ سال تدریسم اولین نفری هستی که می‌خواهی درباره این موضوع کار کنی» به دلیل فقر منابع فارسی در این گرایش بر آن شدم تا دانش‌نامه انسان‌شناسی کسب‌وکار را ترجمه کنم و در این قسمت از سایت قرار دهم. البته نکته حائز اهمیت آنکه این کار به صورت پیوسته انجام خواهد شد. در بخش مقالات نیز به ترجمه مقاله‌هایی که در مورد انسان‌شناسی سازمانی و کسب‌وکار و نحوه نوشتن مردم‌نگاری است خواهم پرداخت. متن‌های دیگر سایت نیز با رفرنس دادن به مقالات و کتاب‌های برتر این حوزه نوشته می‌شوند. برای ترجمه اصطلاحات و کلمات اصلی نیز از فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری استفاده می‌کنم.

انسان‌شناسی‌فرهنگی

جسته و گریخته: روایت دوم

جسته و گریخته: روایت دوم

حس های بد و متناقضی را تجربه می‌کنم. پرخاشگری در من زیاد شده و ذهنم آرام نمی شود. هربار که آقای مدیر تمام هیجانش را وسط شرکت خالی می کند استرس تمام وجودم را فرامی گیرد. با نوع مدیریتش آرامش را از ما گرفته است. آخر روز هیچ انرژی حتی برای بلند شدن از روی صندلی ندارم. اتفاق عجیبی بود وقتی این اعلامیه را روی برد دیدم. یاد روزهایی افتادم که به دلیل حجم بالای کار فرصت نفس کشیدن نداشتیم چه برسد به بازی با موبایل. درسته، موقع هایی که کار نداشتیم با گوشی سرگرم بودیم. اما نمی توانستم با خودم کنار بیام. به نظرم این اعلامیه توهین بود و غیر منطقی. تک تک کارمندان را صدا می زند و در اتاق خودش هم جداگانه تاکید می‌کند که استفاده شخصی از موبایل ممنوع! باز هم اشتباه می کنم و با او وارد بحث می شوم! که قانون اشتباهی است. که توهین است. مگر کاری روی زمین مانده است؟ هر کسی در زندگی شرایطی دارد و نمی توان انتظار داشت در هشت ساعتی که در محیط کار هستیم هیچ کاری به گوشی موبایل نداشته باشیم. هشت ساعتی که مفیدترین و بهترین ساعات روز است. حرفهایم بی نتیجه ماند  اما مطمئن بودم چنین قوانینی پابرجا نخواهد ماند و کمی بعد هم همین شد. محیط کار مرا وادار به سکوت کرد. لب هایم را روی هم فشار دهم و سعی می کنم شرایط بیرونیم را بپذیرم. که انتظاری نداشته باشم که فعالیت ها و تلاش هایم دیده شود. تنها باید با ساختاری که کارفرما برای تو می چیند کنار بیایی و «چشم» بگویی. همین