organizational_anthropology

چگونه نظریات انسان‌شناختی در کسب و کار استفاده می‌شوند؟

چگونه نظریات انسان‌شناختی در کسب و کار استفاده می‌شوند؟

فرآنس بوآس (۱۹۴۲-۱۸۵۸) یکی از پیشگامان انسان‌شناسی مدرن تلقی می‌شود. او دو نظریه‌ی مهم دارد: خاص گرایی تاریخی: هر جامعه نمایشی جمعی از گذشته‌ی منحصر به فرد تاریخی خود است. نسبی گرایی فرهنگی: باورها، ارزش‌ها و عملکردهای هر شخص تحت تاثیر فرهنگ است و نمی توان آن را با معیارهای دیگر سنجید. با استفاده از نظریه‌ی نسبی‌گرایی فرهنگی فرآنس بوآس در کسب و کار، اهمیت دوری از رویکردهای جهان گرایی  و درک تفاوت‌های ظریف در فرهنگ‌ها و شیوه‌های کسب و کار را درک می‌کنیم.

organizational_anthropology

انسان شناسی کسب و کار چیست؟

انسان شناسی کسب و کار چیست؟

انسان‌شناسی کسب و کار، کاربرد پژوهش‌ها و تئوری‌های انسان شناختی در کسب و کار است. استفاده از پژوهش‌های مردم‌نگارانه و مدل‌های نظری جامع می تواند درباره‌ی مخاطبان، روندها و فرهنگ سازمانی دانش تولید کند.

organizational_anthropology

جسته و گریخته : روایت دوازدهم

 آخرین روایتم به آذر ۹۷ برمی‌گردد.زمان زیادی گذشته و اینجا ساکت مانده بود. من ساکت مانده بودم. آخرین محل کارم در ایران را به نیت کار کردن کنار شخصی انتخاب کردم که فارغ التحصیل رشته‌ی انسان شناسی و مدیر منابع انسانی بود. قرار بود با هم پروژه‌ها را با رویکرد انسان‌شناختی پیش ببریم. مصاحبه با مدیران منابع انسانی شرکت‌های معروف ایرانی و پرداختن به موضوعاتی مثل: ساختار جذب و استخدام، تبعیض و خشونت در شرکت‌ها و مدیریت تغییر. پس از مدت کوتاهی هم خودش  و هم  مدیرعامل اعلام کردند که او شرکت را ترک می‌کند. مدیر عامل گفت که او در جریان بوده است و قول داده بود در مدت توافق شده تغییر و تحولی به وجود آورد. اما این اتفاق رخ نداده است. گفت نتیجه‌ی حضور کوتاه من را می‌بیند اما نتیجه حضور دو سال و نیمه‌ای او را نمی‌بیند.من حس خنجر از پشت خوردن داشتم. از خودم می‌پرسیدم  که اگر چنین قراری با مدیرعامل داشت، اگر قرار بود نباشد، چرا به من وعده و وعید داد؟ ناراحت، عصبانی و بد خلق شدم. هیج کدام از صحبت‌هایی که از ابتدا با هم کرده بودیم طبق روال پیش نرفت. یک روز او دیگر نیامد. نمی‌دانم فرآیند تحویل کار به نفر بعدی چطور انجام شد اما به سادگی دیگر نیامد. من پر از خشم بودم. حس می‌کردم بازی خورم که البته در آن شرایط اهمیتی نداشت. پروسه‌ی مهاجرت سرعت گرفته بود. پر از سوال بودم و فقط می‌خواستم این روزها و زمان‌های نا آشنا بگذرد. چه زمانی باید برنامه خود را  به شرکت اعلام می‌کردم؟ اگر ویزا ندهند، چی؟ موعد مصاحبه‌ی سفارت اواخر اسفند بود. شرکت، مذاکره برای سال بعد را از اواخر بهمن ماه آغاز می‌کرد. یک ماه و نیم زودتر به مدیرم اعلام کردم. کمی بعد با مدیر منابع انسانی برای سال آینده مذاکره کردیم. کشور در شرایط خوبی نبود و گفت برای سال بعد و تا اطلاع ثانوی افزایش حقوق ندارند. پیش‌تر از فرآیند مهاجرت من باخبر شده بود. با هم به توافق رسیدیم که در صورت حضور در ایران با هم همکاری کنیم.  ۵ فروردین اولین روزکاری ۱۳۹۸ بود. تعدادی از همکاران و من پیامی دریافت کردیم. تعدیل شدیم. شگفت زده بودم. باورکردنی نبود. بدون مقدمه و با وجود توافق قبلی در اولین روز کاری سال جدید تعدیل شدیم. عصبی و ناراحت بودم. در گذر  روزهای پایان سال و ۴ روز از سال جدید جه اتفاقی افتاده  که اینطور معادلات را عوض کرده است؟ فایل‌هام مرتب و طبقه بندی شده بودند. همان روز همه را تحویل دادم و خداحافظی کردم. اتفاق تلخی بود. تعدیل من بهتر از تعدیل هر کس دیگری بود. من وضعیت نامعلومی داشتم و ریسک کرده بودم. من و “او” هر دو شاغل  و منتظر جواب سفارت بودیم. من مسئول شرایطم بودم. اما بقیه؟ آن‌هایی که مسئولیت مالی یک خانواده را بر عهده داشتند در فروردین چطور کار پیدا کنند؟ سیل‌های ویرانگری در کشور رخ می‌داد. هر روز از یک گوشه خبر ویرانی می‌آمد. مضطرب بودم  و مرتب ایمیلم را چک می‌کردم و با خودم می‌گفتم من ؟ من تعدیل شدم؟! تلخ بود، می‌خندیدم و

organizational_anthropology

جسته و گریخته: روایت دوم

جسته و گریخته: روایت دوم

حس های بد و متناقضی را تجربه می‌کنم. پرخاشگری در من زیاد شده و ذهنم آرام نمی شود. هربار که آقای مدیر تمام هیجانش را وسط شرکت خالی می کند استرس تمام وجودم را فرامی گیرد. با نوع مدیریتش آرامش را از ما گرفته است. آخر روز هیچ انرژی حتی برای بلند شدن از روی صندلی ندارم. اتفاق عجیبی بود وقتی این اعلامیه را روی برد دیدم. یاد روزهایی افتادم که به دلیل حجم بالای کار فرصت نفس کشیدن نداشتیم چه برسد به بازی با موبایل. درسته، موقع هایی که کار نداشتیم با گوشی سرگرم بودیم. اما نمی توانستم با خودم کنار بیام. به نظرم این اعلامیه توهین بود و غیر منطقی. تک تک کارمندان را صدا می زند و در اتاق خودش هم جداگانه تاکید می‌کند که استفاده شخصی از موبایل ممنوع! باز هم اشتباه می کنم و با او وارد بحث می شوم! که قانون اشتباهی است. که توهین است. مگر کاری روی زمین مانده است؟ هر کسی در زندگی شرایطی دارد و نمی توان انتظار داشت در هشت ساعتی که در محیط کار هستیم هیچ کاری به گوشی موبایل نداشته باشیم. هشت ساعتی که مفیدترین و بهترین ساعات روز است. حرفهایم بی نتیجه ماند  اما مطمئن بودم چنین قوانینی پابرجا نخواهد ماند و کمی بعد هم همین شد. محیط کار مرا وادار به سکوت کرد. لب هایم را روی هم فشار دهم و سعی می کنم شرایط بیرونیم را بپذیرم. که انتظاری نداشته باشم که فعالیت ها و تلاش هایم دیده شود. تنها باید با ساختاری که کارفرما برای تو می چیند کنار بیایی و «چشم» بگویی. همین

organizational_anthropology

سازمان به عنوان فرهنگ

سازمان به عنوان فرهنگ

در انسان شناسی سازمانی ، سازمان به عنوان یک فرهنگ شناخته می شود. «تحلیل های انسان شناختی در سازمان از کشف مشکلات شروع می شود.»(Wright,1988) انسان ها با ارزش ها و باورها و رفتارهای فرهنگی رشد می کنند و این در سازمان ها مهم است. انسان شناسان با مشاهدات دقیق و نظام یافته خود نشانه ها و معناهایی که در محیط وجود دارد را می بینند. فرهنگ سازمانی به عوامل بی شماری از جمله رفتارها و فعالیت ها بستگی دارد. به باور «اندی سیمون»، انسان شناسی در سه حوزه می تواند به مدیران کمک کند:فرهنگ، استراتژی و توسعه. فرهنگ انسان ها را بهم متصل می کند. چرا فرهنگ مهم است؟ بسیاری از سازمان ها در تصمیماتی که می گیرند و یا تغییراتی که انجام می دهند به ارزش ها، باورها  و رفتارهایی که می تواند به آن ها کمک کند و یا ارزش بسازد توجهی ندارند. در سازمان ها ۴ نوع فرهنگ کارآفرینی، سلسله مراتبی، رقابتی و گروهی[۱] است. انسان شناسی با استفاده از اتنوگرافی نقش فرهنگ رادر تغییرات سازمانی نشان می دهد. گاهی سازمان ها فکر می کنند خیلی خوب عمل می کنند  اما شکست می خورند و نتیجه نمی گیرند. دلیل آن چیست؟ چه رفتارهایی را باید در استراتژی خود انجام می دادند تا به آن سمت و جهت بدهد. سان زمان ها دنبال چه چیزی می گردند و چرا آن نیستند؟ شغل، یک علاقه و یک ماموریت است. افراد دوست دارند متعلق به یک فضای کار باشند.   مشاهدات میدانی من این مشاهدات میدانی حاصل تجربه کاری ۱ سال من در یک مجتمع آموزشی در سمت کارشناسی محتوا و سردبیری سایت است. این مجتمع آموزشی با ربع قرن سابقه در فعالیت آموزشی در حدود ۲۰ مدرسه دخترانه و پسرانه دارد و خود را به عنوان یکی از «مدارس برندی» شهر تهران مطرح کرده است.مشاهداتم نشان می دهند چگونه یک گروه کاری شکل می گیرد؟ آیا می توان پیش بینی کرد موفق می شود یا نه؟ من به عنوان یکی از اعضای آن مجموعه در موقعیت های مختلف و در برابر تصمیمات مختلف چه عکس العملی نشان داده و چه احساسی را تجربه کردم.   [۱] clannish  

organizational_anthropology

انسان شناسی کاربردی؛ پیوند آکادمی و کار

انسان شناسی کاربردی؛ پیوند آکادمی و کار

انسان‌شناسی نوعی نگاه به دنیاست. انسان شناسان با تکنیک ها و مفاهیمی که می‌آموزند به دنیای واقعی می‌آیند و سعی می کنند پیوندی بین مفاهیمی که آموختند و تغییرات دنیای واقعی برقرار کنند و در شکل‌گیری آن سهیم باشند. انسانشناسی گرایش های متفاوتی داردو انسان شناسی کاربردی با تعهد و الزامی که به آموخته های آکادمیک خود دارد اما به تغییرلت دنیا و قواعد آن هم نزدیک است. انسان شناسی کسب و کار (Business Anthropology) مفهومی است که به استفاده از انسان‌شناسی در کسب و کار می‌پردازد. انسان‌شناسی کسب و کار می‌تواند در فرهنگ سازمانی و تولید کالاها و خدمات کمک کندو می تواند با استفاده از اتنوگرافی در طراحی محصولات جدید و یا ارائه خدمات و سرویس‌ها به مصرف‌کنندگان کمک کند و یا در تحلیل رفتار مصرف کننده و بازار، نشانه ها و داده هایی ارائه دهد. انسان شناسان در محیط کار نقش کلیدی دارند. آن‌ها می توانند در ارتباط با تجارت، مشتری، مدیر، کارمندان که هر کدام از گروه های قومیتی مختلف و تفاوت جنسیتی موثر واقع شوند. شرکت های مختلف همچون مایکروسافت، سامسونگ و اینتل از جمله شرکت‌هایی هستند که از انسان شناسی و انسان شناسان در کسب و کار خود بهره می‌برند.